۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

آشنایی با مناره آجری گسکر (مناره بازار) شهرستان صومعه سرا





مناره آجری گسکر (مناره بازار) یکی از زییاترین و با شکوه ترین بناهای برجای مانده از دوره سلجوقی است که در 9 کیلومتری

 غرب شهرستان صومعه سرا و بر سر راه دهکده جاده کنار به مناره بازار بنا شده است.

مناره گسکر که در مسیر راه جاده شاه عباسی قرار گرفته است، یکی از مهم ترین آثار تاریخی استان گیلان زمین به شمار می

 رود و شکلی شبیه مخروط داشته و مقطع این مناره دایره ای شکل بوده که با حرکت به سمت بالا از قطر آن کاسته می شود.

 محیط این مناره در سطح زمین 19 متر و قطر آن در قسمت پائین مناره هفت متر و در فوقانی مناره به 2.35 سانتیمتر می رسد

 که با احتساب ضخامت 1.30 سانتی متری دیوار قطر داخلی مناره در ارتفاع 10 متری از سطح زمین به 2.5 متر می رسد.

ارتفاع اولیه مناره 30 متر بود، پنج متر آن بر اثر شرایط جوی و آب و هوایی منطقه و 13 متر آن به دلیل زلزله سال 1369 فرو

 ریخت و تنها 12 متر از مناره بر جا مانده است.

مناره آجری گسکر ( مناره بازار ) از آجر و ملات ساروج ساخته شده است. از مصالح به کار رفته در این مناره می توان به

 آجرهای مربع شکل به ابعاد 20 در 20 در پنج سانتیمتر و ملات ساروج اشاره کرد.

تنها تزیین این مناره دو ردیف آجر کاری تزئینی با نقوش هندسی بوده که به دلیل فرو ریختن قسمت فوقانی مناره قابل مشاهده

 نیست و در بقیه قسمت ها کاملا ساده و بدون آرایش است. تنها راه ورود به مناره از طریق یک در ورودی است که در قسمت

 جنوب غربی مناره واقع شده و با قوسی زینت گرفته است و تنها راه رفتن به بالای مناره پله های مارپیچی است که توسط یک

 ستون نگه دارنده در وسط به ابعاد 10 در 90 سانتیمتر ایستایی یافته است.

ارتفاع پله های مارپیچ مناره 25 سانتی متر است و عرض پله ها در قسمت دیواره مناره به 40 سانتیمتر و در قسمت ستون نگه

 دارنده پله ها به 15 سانتی متر می رسد. دو نورگیر به ابعاد ارتفاعی یک متر، عمق 1.30 سانتیمتر و پهنای 10 سانتی متر در

 مناره مشهود است. نور گیر اول در ارتفاع شش متری از سطح زمین قرار گرفته و در اثر زلزله سال 1369 تخریب نشد ولی

 نورگیر دوم همراه با فرو ریختن دیواره از بین رفت که پس از عملیات مرمت این نورگیر را به همان شکل و اندازه نورگیر اول

 در آوردند.

هشت متر از این مناره به همان فرم و شکل اولیه مرمت شده است و هم اکنون ارتفاع مناره به 20 متر می رسد. ساختمان این

 مناره طبق نوشته رابینو در کتاب دارالمرز به نقل از خوچکو به چهل گوش چمنی نسبت می دادند، ولی از نظر تاریخی صحت این

 موضوع اثبات نشده است و از سویی به روایات محلی سازنده این مناره ( چهل گوشی چمنی ) شخصی بوده که زمانی با اقتدار

 حکومت می کرده و اعلام داشته که قصد دارد با خدا مبارزه کند و برای صعود به آسمان دستور ساخت چنین مناره ای را داده

 است.

در هر صورت هدف اصلی از ساخت این مناره بر ما پوشیده است چه بسا که این مناره در دل جنگلی انبوه "هفت دغنان" بوده و

 نه به کار راهنمایی می آمده و نه کسی می توانسته بر بالای آن دیده بانی کند، ولی از نظر بهره برداری احتمالاً به منظور تعیین

 زمان دقیق طلوع و غروب خورشید استفاده می شده است.

مناره دیگری شبیه این مناره در روستای کلده فومن قرار دارد و در محوطه منزل مسکونی یکی از روستائیان واقع شده است که

 آجرهای آن به دلیل شرایط آب و هوایی از بالا فرو ریخته و از پائین نیز به دل خاک فرو رفته است و تنها قسمت باقیمانده و

 ایستایی این مناره که مشهود است به چهار متر می رسد، همین قسمت باقیمانده نشاندهنده سبک معماری و شباهت فوق العاده زیاد

 این دو مناره است تا جائیکه اهالی معتقدند این دو مناره توسط یک راهروی زیرزمینی به هم متصل بوده اند.

شهر قدیمی گسکر در جنگل هفت دغنان با گذر از روستای بهمبر، درست غرب جاده آسفالته مینا بوبه پونل در کنار راه جاده شاه

 عباسی بر روی رودخانه اسکندر رود آثار خرابه ها و ویرانه های به جا مانده از شهری قدیمی در دل جنگل انبوه هفت دغنان به

 وسعت 40 هکتار به چشم می خورد.

امروزه از بقایای شهر قدیمی هفت دغنان که زمانی شهری آباد و پر رونق بوده، می توان به آثاری همچون حمام، خانه، مغازه،

 یک پل آجری و گور سیده خروسه ( خوری سو ) اشاره کرد. این شهر زمانی محل حکومت امرای گسکر بوده و قدمت آن به

 دوره ایلخانی و صفوی بر می گردد.



عکسی از دهکده ييلاقی اولسبلنگاه شهرستان ماسال




ييلاق اولسبلنگاه شهرستان ماسال از ييلاقات ميان کوهي و پر جمعيت و داراي ساختمان هاي مسکوني زيادبا اسکلت چوبي مي باشد که اغلب

 ساکنين آن از شهروندان ماسال مي باشند که براي استراحت و گذراندن فصل گرما در آنجا زندگي مي کنند.




اين ييلاق در مسير راه ييلاق به خلخال واقع شده و از دو تالار مهمان پذير برخوردار است که در تمام فصول سال آماده سرويس

 دهي به توريست و گردشگران مي باشد.





۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

آشنایی با تالاب استیل عباس آباد آستارا




 تالاب استیل عباس آباد آستارا در 7 كيلومتري شهر آستارا در حاشيه جاده لوندويل به آستارا قرار دارد.اهميت اكو توريستي اين

 تالاب از جهت نزديكي  به جاده، تنوع چشم‌اندازهاي طبيعي همچون كوهستان، جنگل و مزارع و كشتزارهاي اطراف دوچندان

 مي‌شود.ضلع‌غربی آن پوشیده از جنگل و پوشش‌های سبز گیاهی است و در ضلع شرقی آن درختان توسكای شناور منظره بسیار

 جالب توجهی را بوجود  آورده است كه در بهار و تابستان استراحتگاه مسافران بوده و از نظر گردشگری یكی از جاذبه‌های مهم

 تلقی می‌شود.

از ویژگی‌های مهم این تالاب وجود ماهیان مشهوری مانند كپور و اردك ماهی است همچنین این تالاب طبیعی جایگاه پرندگان

 كمیاب بوده كه برای زاد و ولد از اروپای مركزی، ماورای خزر و مناطق قطبی به این منطقه مهاجرت می‌كنند كه مهم‌ترین آن

 چینگیر نوك‌سرخ است.این تالاب 138 هكتار وسعت دارد و از مكان هاي گردشگرپذير استان گيلان است. وجود درختان توسكا

 در اين تالاب، جلوه اي ديدنی به آن بخشيده است. از ويژگي هاي تالاب عباس آباد آستارا اين است كه درختان اين تالاب به علت

 اينكه ريشه آنها در آب قرار دارد، همواره در پهناي تالاب جا به جا مي شوند و حركت مي كنند. به همين علت، تالاب آستارا به

 تالاب درختان شناور هم معروف است. ( در گویش محلی به این تالاب هستل به معنای آبگیر می گویند )

از سال 1384 تالاب استيل به عنوان يكي از پنج منطقه نمونه گردشگري استان گيلان شناخته شده است.



آشنایی با پل خشتی پونل شهرستان رضوانشهر



پل خشتی پونل در 4 کیلومتری غرب شهرستان رضوانشهردر روستای پونل و بر روی رودخانه شفارود برپا شده است. پل پونل

 در مسیر کاروان رو دوره صفوی رشت- آستارا ساخته شده و احتمالا از آثار همین دوره یا دوره قاجاریه است.
پل تاریخی پونل حدود 30 متر طول، 60/3 متر پهنا (با احتساب جان پناه ها) و یک دهانه بزرگ با طاق جناغی به عرض 10 متر

 دارد. این پل به سبک خاصی که در دیگر پل های تاریخی کم‌تر دیده می‌شود؛ ساخته شده است بدین صورت که در طرفین طاق و

 بر روی پاکان آن، دو ستون نمای مخروطی شکل و در بدنه جانب شمال پل، دو طاق نما کار کرده اند. ضخامت طاق اصلی در

 پایین و بالا یک متر است. سطح گذر پل از میانه به طرفین دارای شیب است و جان پناه های آن نیز تخریب شده است. این سطح

 تمامی با سنگ رودخانه فرش شده است. امروزه در مجاورت این پل، بر روی شفارود پل جدیدی احداث کرده اند. پل پونل به

 شماره 1780 به ثبت تاریخی رسیده است.




۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

زنبق رشتی با نام علمی Hemerocallis citrina




زنبق رشتی با نام علمی Hemerocallis citrina گیاهی است دایمی به بلندی و گستردگی ۷۵ سانتی‌متر، دارای برگ‌های نواری

 شکل به رنگ سبز تیره بوده و گل‌های شیپوری شکل، معطر و زرد لیمویی آن، اواسط تابستان ظاهر می‌شوند.

نبق رشتی به مکان آفتابی، خاک مرطوب و غنی نیاز دارد. حداقل دمای قابل تحمل آن ۱۵- درجه سانتی‌گراد می‌باشد.







آشنایی با نوروز بل ( نوروزبل= آتش نوروزی ) ، آیین میراث فرهنگی استان گیلان و ایران





اشاره: بخش اعظم این پژوهش از آقای امين حسن ‌پور، مدیر مسوول محترم وب سایت ورگ  اقتباس گردیده است.

نوروز بل ( آتش نوروزی )  نام جشنی است که در نخستین روز از "نوروز ما" برگزار شده و این روز آغاز سال دیلمی بوده و به

 مناسبت بزرگداشت آن شعله نوروزی افروخته می شود.

گاهشماری رایج میان مردم گیلک‌ زبان کوهستان های گیلان و غرب مازندران از وابسته به گاهشماری باستانی ایرانی (یزد گردی

 قدیم) بوده است که سال ‌شماری یزد گردی قدیم بنا بر روایات ایرانی و همچنین براساس محاسبات نجومی‌ کهن ترین سال‌ شمار

 ایرانی محسوب می‌ شود.

گاه شماری باستانی دیلمی از دوران کهن تا زمان انتخاب یک روز کبیسه با نام ویشک و نگه داشتن آن گاهشمار مورد استفاده

 مردم و حاکمان این منطقه بوده و سالی "گَردان " محسوب می‌ شد.

یعنی آغاز سال، آنکه در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت در هر چهار سال یک روز از مبدا (اعتدال بهاری) فاصله می ‌گرفت،

 این چرخش تا 929 سال ادامه داشت و سر سال، 225 روز از مبدا فاصله می گرفت و به نیمه تابستان و زمان خرمن و برداشت

 فرآورده های کشاورزی و دامی می رسید.

این هنگام مناسب‌ ترین زمان برای پرداخت مالیات و خراج به حاکمان بود، از این روی با انتخاب یک روز کبیسه به نگاه ‌داشت

 سال مبادرت ورزیدند و انجام این کار نخستین تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبدا خراجی در گاهشماری های ایرانی است.

با توجه به این موضوع مردم دیلمان وقتی که سر سال (آغاز سال) باستانی به نیمه ‌های تابستان رسیده بود با انتخاب یک روز

 کبیسه در هر چهار سال با نام " ویشک " سال را در هما نجا که بود نگاه داشتند.

زمان این اقدام مبداء جدید سال ‌شماری دیلمی شد که این مبداء دقیقا برابر است با روز دوشنبه هرمزد روز ( اولین روز) از سال

 پنج هزار و 454 باستانی (یزد گردی قدیم) و 71 هزار و 82 روز پیش از مبداء شمسی هجری است.

مراسم آغاز سال جدید (نوروز بل) به طور متغیر وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبیسه بین سیزدهم تا هفدهم

 مرداد ماه برگزار می‌ شود.

مبداء تاریخی این مردم نه یک رخداد سیاسی یا مذهبی، که یک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است و دلیل اصلی‌ این امر راحتی

 مردم کشاورز و دامدار و صنعتگر در دادن خراج و مالیات سالانه بوده است، بنابراین این مبدا متعلق به اندیشه یا مذهب یا تفکر

 خاصی نبوده و تنها بر پایه مناسبات تولید به‌ وجود آمده و می ‌تواند مورد وفاق تمام گیلکان از هر اندیشه و مذهبی قرار گیرد.

ماه های سال دیلمی را می توان به این ترتیب نوروز ما، کورچ ما، اریه ما، تیرما، موردال ما، شریرما، امیرما، آول ما، سیا ما،

 دیا ما، ورفنه ما، اسفندارما نام برد.

برای تبدیل سال هجری شمسی به دیلمی، باید عدد 195 و یا دقیق ‌تر عدد 194.616 را به سال هجری شمسی اضافه کرد و برای

 تبدیل سال میلادی به دیلمی نیز باید عدد 426 را از سال میلادی کم کرد.

سال دیلمی دوازده ماه و 30 روز دارد به علاوه پنج روز اضافه به نام پنجیک که به پایان ماه هشتم اضافه می ‌شود که روی ‌هم

 رفته 365 روز است و هر چهار سال یکبار یک روز به عنوان کبیسه به نام ویشک بر پنج روز پنجیک اضافه می‌ شود.

جشن نوروزبل از قبل از اسلام در استان گیلان بوده است. این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پای کوه دماوند امتداد دارد و به آن در

 استان گیلان سال دیلمی می گویند و با اختلاف 12 روز در استان مازندران نیز برگزار می شود و در آن ناحیه به تحویل سال

 طبری معروف است.

گیلکان از زمان های قدیم معتقد بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان می شود و مردم

 گیلان در اجرای این مراسم زیباترین لباسهای خود را می‌ پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر تبریک می

‌ گفتند.

قدیم در این فصل کشاورزان توان پرداخت باج و خراج را داشته و می ‌توانستند با فروش محصول خود زندگی‌ شان را سامان دهند

 و از همین ‌رو سال نوی خود را در این زمان برگزار می‌ کردند.

در این جشن 10 مرد با کلاه و شولای گالشی به میدان می آیند و دورتا دور آتش می ‌چرخند و نوازنده های محلی موسیقی را با

 شدت و شور می ‌نوازند.

خورشید که در حال غروب باشد و زمان روشن کردن آتش فرا می رسد و هیزمهای آغشته به نفت که شعله‌ ور می‌شوند، مردم به

 آن نزدیک می‌ شوند و همه‌ باهم این شعر را می‌خوانند:

گروم گروم گروم بل (با صدای پرهیبت سوختن هیزم و برکشیدن شعله)


نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)



نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنائی)


نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و با برکت)

پس از شعر خوانی همگی سال نو را به هم تبریک می گفتند: " نوروزبل مبارک ببی" " نو سال ببی سال سو" و  همه اهالی یکدیگر

 را در آغوش گرفته و با یکدیگر روبوسی می کردند.


گالشان لباس های کهنه خود شامل نمد، شولا و دیگر اضافاتی را که نمی خواستند برای سال بعد استفاده کنند در آتش می سوزاندند 

 و به نوعی هم آتش را وسیله خبررسانی و هم جز مقدسات چهارگانه آفرینش می دانستند و در کنار آتش به ستایش خداوند می

 پرداختند و از او برای سال جدید طلب خیر، نیکی و برکت می کردند.

بنا به روایتی دیگر فلسفه آیین نوروزبل را " آئین خراجی" دانسته اند به این معنا در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل

 گاوزبان و فندق را به بازار عرضه می کردند و از گوسفندان خود شیر و دیگر محصولات لبنی را به دست می آوردند وقت آن می

 رسید تا اجاره، خراج یا مالیات خود را به ارباب یا فئودال بپردازند و سهم خود را برداشت کنند.

برای سپاسگزاری از خداوند در نوروز بل دور یکدیگر جمع می شدند و به شکرانه نعمت آتش روشن می کردند و سال جدید

"خراجی" را به یکدیگر تبریک می گفتند.



۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

ماهی خورک ( کولی خوره ) نام علمی Alcedo atthis





ماهی خورک ( ماهیخوار ) نام علمی Alcedo atthis  با نام های مرغ یخ؛ ماهی خورک معمولی؛ ماهی خورک اروپایی و ماهی
 
خورک رودخانه ای، پرنده کوچک و زیبایی است با بدنی رنگین کمان.
 
این پرنده‌ برای زیست طبیعی ، نیازمند رودخانه‌ای تمیز با آب زلال و هوای پاک است.
 
نسل «مرغ یخ» به خاطر همین حساسیت ها در خطر منقرض شدن است.
 
در حال حاضر و در کشور آلمان ۵۶۰۰ تا ۸۰۰۰ جفت از این پرنده وجود دارد که در جنگل های کاملا تمیز و بکر زیست
 
 می‌کنند.
 
 «مرغ یخ» در جشنواره «برلین» آلمان 2009 به عنوان گونه برتر انتخاب شد.
 
ماهی خورک به گویش گیلکی مردمان شرق گیلان کولی خوره تلفظ می گردد که معنای فارسی آن، همان ماهی خورک است.



گلابی وحشی ( خُج؛ خنج؛ خوج؛): تیره گل سرخ Pyrus pyraster




گلابی وحشی یا خوج؛ خُج ، درخت یا درختچه ای است خاردار به بلندی 5 تا 6 متر با شاخه های فراوان بدون کرک با تنه یی

 شیاردار، به رنگ خاکستری تیره.





خج، برگ های تخم مرغی تا تخم مرغی- دایره ای دارد با گل هایی سفید رنگ در گل آذین دیهیم انتهایی و پرگل و دارای میوه یی

 عموماً کروی.



در استان های گیلان و مازندران، گونه های دیگری از گلابی وحشی به نام های علمی Pyrus hyrcanica و Pyrus grossheimii

 در مناطق مختلف رشد می کنند.





آبشار لاتون، بلندترین آبشار استان گیلان




آبشار لاتون در استان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای كوته كومه جای گرفته‌است.

ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر می‌باشدکه بلندترین آبشار استان گیلان است.

مسیر صعود

فاصله از روستای كوته كومه تا آبشار حدود 6 کیلو متر است.

مسیر صعود آبشار تپه‌هایی جنگلی وبسیار زیباست که در طول مسیر چشمه‌های فراوانی با آبی خنک و نوشیدنی دیده می‌شود . 

 انتهای مسیر نیز دارای پرتگاه هایی خطرناک و مرگبار می‌باشد. آبشار از فاصله 500 متری قابل رویت است .

در مسیر صعود به آبشار لاتون به روستای قدیمی آسیو شوان می‌رسیم که تقریباً خالی از سکنه‌است . به زبان تالشی آسیو به

 معنی آسیاب و شوان به معنی کنار رودخانه می‌باشد .



در حاشیه آبشار یکی از زیباترین جنگل های متراکم بکر و دست نخورده گیلان با انبوهی از درختان آلو، گلابی، گردو، فندق و

 سیب وحشی وجود دارد که در 9 ماه از سال سرسبزی و زیبایی خود را حفظ می‌کند.

سرچشمه آبشار

این آبشار از دامنه‌های شرق کوه اسپیناس سرچشمه گرفته و به رود خانه لوندویل که با طول ۱۷ کیلومتر خود نیز از کوه اسپیناس

 سرچشمه گرفته سرازیر می‌شود و با شیب تندی به سمت کوته کومه و لوندویل حرکت کرده و در آخر وارد دریای خزر می‌شود .

حجم آب آبشار در فصول مختلف سال متفاوت است، ولی در تمام فصول آب دارد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

آشنایی با درخت ازگیل ( کونوس, کُنوس ) با نام علمی Mespilus germanica







درخت ازگیل ( کونوس, کُنوس ) با نام علمی Mespilus germanica ، از تیره گل سرخ، درختچه یی است خاردار به بلندی 2

تا 6 متر و ساقه یی شاخه دار و به رنگ قهوه ای.

از مشخصات درخت ازگیل آن است كه دارای ریشه ای عمودی و پوست خاكستری نقره ای است.

 چوب آن سخت و بی رنگ حنایی روشن است . از چوب آن روستاییان عصا و داس و چوب دستی درست می كنند. چوب دستی پر

 گره درویشان معمولا از چوب ازگیل تهیه می شود.

برگ های درخت ازگیل،  بیضوی، سرنیزه ای تا واژ تخم مرغی، با لبه یی کامل یا دندانه اره ای ریز که  ابعاد آن 13-10 × 5-3 

 سانتی متر تغییر می كند.




گل های درخت ازگیل، درشت، سفید رنگ و گاهی صورتی منفرد بی پایه است.




میوه اش گرد و  کروی شکل و قهوه ای رنگ، با ظاهری مشخص است. در داخل میوه آن، دانه های سختی محصور در یک 
 
 قسمت گوشت دار جای دارد.
 
روی پوست میوه ازگیل، كرك های نمدی مخملی و عدسك های سفید دیده می شود.

عکسی از نشای برنج در شالیزارهای بالامحله شلمان


زمان: شنبه 18 اردیبهشت ماه 1389 خورشیدی

عکاس: داوود خانی خلیفه محله

برای مشاهده عکس در اندازه بزرگ، بر روی آن کلیک نمایید

نگاهی به موزه نظامی بندرانزلی ( كاخ ميان پشته )




موزه نظامی انزلی يا همان كاخ ميان پشته تلفيقي از ظرافت ، زيبايي و هنر معماري با جلوه‌هايي از سلحشوري و رزم‌آوري است.



ساخت بناي كاخ ميان پشته به دستور رضاخان و به دست مهندسان ايراني در سال ‪ ۱۳۰۸‬آغاز شد و پس از دو سال به پايان رسيد.


اين بنا در يك هزار و ‪ ۱۶۸‬متر مربع زيربنا در دو طبقه ساخته شده است.



بدنه ساختمان از سنگ و دو جداره ساخته شده و بين دو جدار آن حدود ‪۱۰‬ سانتي متر فاصله نهاده‌اند.



در اتاق‌ها و حتي قسمت‌هاي بيروني هواكش‌هايي با توري‌هاي فلزي تعبيه شده است تا ساختمان از رطوبت محفوظ بماند.


كاخ را طوري ساخته‌اند كه درست بر وسط دو موج شكن نظاره دارد. ساختمان داراي يك در بزرگ از سمت شمال است كه طرحي از يك خورشيد در حال غروب را بر خود دارد.

پس از يك راهروي پهن سرسراي كاخ نمايان مي‌شود و با دو رديف پلكان وسيع و متقارني از دو سو به طبقه بالا منتهي مي‌گردد.

در ميان اين دو رديف پله نيز پنجره چوبي دلبازي با طرحي از يك خورشيد كامل قرار دارد.

كاخ داراي يك سرسراي وسيع ، ‪ ۱۱‬اتاق و يك سالن پذيرايي با چهار سرويس حمام و دستشويي است. سقف همه اتاق‌ها بتون مسلح بوده و روي آن به شكل زيبا و هنرمندانه‌اي گچ‌بري شده و در زوايا با تعدادي مجسمه‌هاي كوچك گچي تزئين شده است.

از جمله كارهاي هنري اين ساختمان پله‌اي است بنا نهاده بر روي يك ستون كه طبقات را به هم وصل مي‌كند به طوريكه اگر شخصي زير شيرواني ساختمان هم باشد مي‌تواند كف زيرين را ببيند.

كاخ ميان پشته بعد از انقلاب اسلامي چند سالي بلا استفاده مانده و از سال ‪ ۱۳۶۷‬شمسي پس از تعميرات اساسي و تعويض حلب‌هاي شيرواني، به موزه نيروي دريايي تبديل شد.
طبقه پايين شامل سلاح‌هاي سبك و ابزار نظامي دوران‌هاي مختلف از صفويه و زنديه تا دوره رضاخان است در ميان اين اشيا از سپر پوست كرگدن گرفته تا لباسهاي زرهي و و كلاهخود و از سلاحهاي سبك مانند ششلول و هفت تير تا تفنگ‌هاي بزرگ قلعه‌اي و تفنگهاي سنگ چخماق ديده مي‌شود.
همچنين ماكت هايي از ناوهاي جنگي در قفسه‌هاي شيشه‌اي قرار داده شده است.


در طبقه دوم اشياي مربوط به كاخ از مبلمان گرفته تا قفسه‌هاي چوبي منبت كاري شده بسيار زيبا، شمعدانهاي برنزي ، ظروف كريستال و هديه‌هايي كه سران كشورهاي ديگر به رضاخان هديه داده‌اند، وجود دارد.

تابلوي نقاشي از ناصرالدين شاه و تابلوي كبك آويز كمال الملك در ميان تعداد ديگري آثار نقاشي بر ديوارهاي كاخ خودنمايي مي‌كند.

راديو ضبط مبله‌اي كه هيتلر به رضاخان هديه داده، ميز كار بسيار زيباي چوبي كه بر روي پايه‌هاي چوبين قطوري به شكل چهار شير قرار گرفته و لوستر بزرگي كه از چوب ساخته شده برخي از اشياي بسيار جالب توجه كاخ هستند.


در همه اتاق‌ها شومينه ديواري تعبيه شده است. پنجره‌هاي بزرگ و دلباز پذيراي نور خورشيد هستند و اين امكان را براي ديداركنندگان مهيا مي‌كنند كه زواياي مختلف باغ و موج‌شكن را ببينند.

در گچ‌بري‌هاي ساخته شده روي سقف علاوه بر تصاوير گل و ريحان ، تصاوير سر شير نيز ديده مي‌شود.

گرچه تانك ها، توپ ها و سلاح‌هاي سنگين و نيمه سنگيني كه در گوشه و كنار باغ نهاده شده فضايي نظامي را در ذهن تداعي مي‌كند اما نتوانسته عطر بهار نارنجها و لطافت رياحين و درختان باغ را تحت‌الشعاع قرار دهد.

نگاهی به آیین نمایش گونه ی شادی بخش عروس گوله aroos guleh در گیلان زمین



"عروس گوله " ( گل عروس ) که در گویش گیلکی نقاط مختلف استان گیلان به نام های دیگری چون: " عروس گولی "؛ " عروسی گوله "؛ " عروسی گولی " ؛ " پیربابو " ؛ " عروسی غوله " مشهور است, نمایش گونه‌ای ست كه " غول "، " پیربابو" و " نازخانم " نقش اصلی را آن ایفا می کنند. پیربابو شخصی است كه خود را به هیات پیرمردی می‌آراید. و غول مردی است كه كلاهی از ساقه‌های خشك شالی ( كلش / کلوش kolash/ koloosh ) بر سر می‌گذارد و نقش ناز خانم را هم یكی از جوانانی كه لباس زنانه به تن دارد، اجرا می کند.
موضوع این نمایش میدانی شادی بخش، دعوای غول و پیربابو بر سر نازخانم است كه به كشتی بین این دو می‌انجامد. غول مظهر ( سیاهی و زمستان ) و پیربابو، نماد ( باغبانی و ارزانی گر عروس گل به طبیعت و مردم ) است.
در این كشتی، غول پیروز می‌ شود و همراه نازخانم رقص‌ كنان بازی را به پایان می‌برد. سایر اعضا ی این نمایش " فانوس‌دار"، " باركش "، " نوازنده " و " كاس خانم " می باشند.

براي اجرای نقش غول، چهره جوان تنومندي را با پودر زغال يا دوده سياه كرده,كلاه مقوايي، کلش يا كاغذ عجيب و غريبي سرش مي گذارند. در شماری از آبادي ها و روستاها نيز دو شاخ گاو بر سرش و ريش انبوه سياهي بر چهره اش مي بندند. چند جارو به عنوان دم بر پشت شلوارش و دسته اي بزرگ ساقه خشك شده ي شالي(كولوش)بر پشت و شكم و سينه او و چند زنگ بزرگ آفتابه اي و زنگوله بر كمر, پا و لباسش مي آويزند و او را به شكل و هيات وحشتناكي در مي آورند.

 
زمان برگزاري نمايش در روستاهاي محتلف متفاوت از هم و به طور تقريبي بين يك هفته تا يك ماه است و از حدود نيمه دوم اسفند ماه شروع مي شود. گروه نمايش پس از غروب آفتاب از خانه اي به خانه ديگر مي روند و در حياط و فضاي باز جلوی هرخانه، برنامه خود را اجرا مي كنند و در هر خانه‌ای هم كه این نمایش شادی بخش را انجام دهند، " کولبارچی " از صاحب‌خانه ( خانه خواه )هدایایی مثل برنج، تخم مرغ، شیرینی و گاهی هم پول طلب می کنند. " عروس گوله " در واقع گروه نمايشي سيار و اجراي آن ميدانی است.

نمایش عروس‌گوله، ریشه در آیین های نمایشی اسطوره‌های كهن مربوط به آغاز بهار دارد كه در آن‌ها نمادهای سال كهنه و نو با هم به ستیز برمی‌خیزند. شاید در اینجا کنایه از طبیعت زیبای بهاری باشد.

امروزه، متاسفانه این آیین باشکوه تنها در پاره محدودی از نقاط روستایی؛ به ویژه نواحی کوهستانی گیلان برپا می شود.



فرازهایی از ترانه " عروس گولی " به گویش گیلکی گالشی



عروس گوله بیاردیم / جان دله بیاردیم






خانخواه تره نیاردیم / تی پسره بیاردیم



...



آهای پیر بابو / تی افسار کهنه وابو / تی پالون پیربابو ...



پیر بابو :



غول ببین غوله / کمر بجیر توله / کمر بجور نقره...



غول :



عروس گوله می شه / می جانه شه / می دلشه / سیاه کشمشه ...



*



عروس گوله بیاردیم / جان دله بیاردیم






عروس گوله همینه / ببینین چه نازنینه...



نگاهی به آيين نوروزی آهو چره ( رابچره ) در شرق گيلان

اشاره: تاريخ گيلان با تكيه بر پاره اي اشاره ها و كاوش هاي باستان شناختي به دورة پيش از آخرين يخ بندان (‌ بين 50 تا 150 هزار سال پيش ) مي رسد . با مهاجرت آريايي ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه ، قوم هاي جديدي پديد آمـدند كه در اين ميان دو قوم «‌ گيل » و « ديلم » اكثريت داشتند . از همان آغاز ، فرمانروايان اين قوم از آزادي كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر ، تسليم نشده اند و حتي به اطاعت دولت ماد در نيا مـده انـد . در قـرن ششم پيـش از مـيلاد ،‌ گيلانيان با كوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون كردند .

آيين هاي باستاني و نوروزي نيز در اين ديار سبز باشكوه فراواني برپا مي شود. در اين ميان، نگاهي داريم به آيين نمايشي شادي بخش آهو چره يا رابچره در گيلان.



در كمتر از سه دهه و در آستانه ي نوروز، آيين آهو چهره يا رابچره, با گرمي و شور ويژه اي در منطقه شرق گيلان در زمره ي نمايش هاي نوروزي سه نفره، شامل: بازيگر ي به نقش آهو، شعر خوان و توبره كش در كوي و برزن ها انجام مي شد. نقش اصلي اين نمايش شادي بخش، آهو است؛ براي بازيگر ايفاي اين نقش چيزي شبيه سر آهو يا بز درست مي كردند و بر سرش شاخي و با مهره شيشه اي، برايش چشم مي گذاشتند. زنگوله به آن مي آويختند و سري چوبي بر وي مي نهادند. بازيگر نقش آهو كيسه يا گوني پارچه روي سر مي كشيد، تا بدنش پيدا نشود. نفر دوم شعر مي خواند و با چوبي كه در دست داشت، نمايش را هدايت مي كرد. نفر سوم تو بره كش بود كه هر سه با هم كوچه به كوچه، خانه هاي ده را مي پيمودند و نمايش را اجرا مي كردند و هدايايي از مردم مي گرفتند. شعري كه معمولاً خوانده مي شد از اين قرار بود:



آهو چره, آهو چره, ببين چقدر خوب مي چره






آهو از باغ آمده, چريده و چــــــــــــــــاق آمده






آهو مــــــــــــرغانه خوره, صدتا به كمتر نخوره



به اينجا كه مي رسيد آهو غش مي كرد و تا تخم مرغ يا چيز ديگري از صاحب خانه (خانه خا )نمي گرفت، حالش جا  نمي آمد.

بعد از خواندن هر بند, همان قسمت نخست ( آهوچره, آهوچره, ببين چقدر خوب مي چره ) به صورت واگرد ( ترجيع بند ) تكرار مي شد. سپس خواننده بند ديگري را تكرار مي كرد. با اين كارها از صاحب خانه چيزهايي چون: برنج, تخم مرغ و شيريني مي گرفتند. اين گروه كارشان را از غروب آغاز مي كردند و چند روستا و آبادي نزديك را مي گشتند.

روايت ديگري از اين آيين نوروزي با شكوه در روستاهاي جلگه اي شهرستان رودسر به گونه زير اجرا مي شد:



رابــــــــــــــــــــــــــچره، رابچره






مي آهــــــــــــــو را را مي چره






جير مي چره، جـــئور مي چره






مي آهو مرغـــــــــــــــانه خوره






صد ته به كمتر نــــــــــــــــخوره






آهو شكم درد بــــــــــــــــــگوده






بيضه كمر درد بگـــــــــــــــــــوده






دگــــــــــــــــــــر سه اينور بگوده






وگرسه اونور بـــــــــــــــــــــگوده






اي آهو جــــــــــــــــان گله ريش






تو واز بــــــــــــــــكون اربابه پيش






اربــــــــــــــــاب جيف سكّه دبون






مي آهــــــــــــــو روسفيد ببون...



گفتني است، اين آيين پرشور و شادي متاسفانه امروزه تنها در پاره اي از روستاهاي كوهستاني ديلمان برپا مي گردد.



خانه های گالی پوش گیلان در یک نگاه




زمان: 8 فروردين ماه 1387 خورشيدی
عکاس: داوود خانی خلیفه محله


جنگل های انبوه و متراکم استان گیلان در کنار مزارع برنج از مهم ترین منابع تامین مصالح ساختمانی منطقه می باشند. گیاه نی یا گالی (نوعی الیاف گیاهی که برای پوشش سقف خانه های روستایی به کار می رود.) و ساقه های برنج عناصر اصلی تشکیل دهنده پوشش سقف ها هستند.

سقف خانه های گالی پوش که به علت شدت و تداوم بارندگی همیشه به صورت دو یا چهار شیبه ساخته می شدند. در پاره ای از نقاط استفاده از تخته های پهن نیز برای پوشش سقف و جلوگیری از نفوذ باران مرسوم بوده است. سقف شیب دار بر روی سازه ای چوبی داشت. فاصله کم ستون ها از یکدیگر و استفاده از سازه چوبی به صورت تیر و ستون تناسبات ویژه ای به معماری می بخشید که در نما و پلان به خوبی خود را آشکار می کرد. اشکال ساده سقف شیبدار از به وجود آمدن کنج های برف گیر جلوگیری کرده و مانع نفوذ آب حاصل از ذوب برف به داخل بنا می شد. بعلاوه برای جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد معمولا سقف شیب دار تا نزدیکی کف زمین در یک یا دو جناح ساختمان که رو به باد قرار داشت، ادامه می یافت و معمولا پنجره ای از این دو جناح باز نمی شد. فضای خالی بین بدنه اصلی بنا و امتداد سقف که "فاکون" گفته می شد؛ محل مناسبی برای انبار نمودن و یا پخت غذا بود.


نشانی عکس خانه گالی پوش در کوچصفهان رشت در سایت فلیکر




۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

پرندگان استان گیلان: بوتیمار ( لوله گورگ ) با نام علمی Botaurus stellaris




بوتیمار با نام علمی Botaurus stellaris ، پرنده ای است آبچر و  از جمله
 مرغان افسانه‌ای ادبیات پارسی است که او را غم  خورک نيز گويند و او پيوسته در کنار آب نشيند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگي آب نخورد و او را بعربی، يمام و بيونانی شفنين خوانند. گوشتش بيخوابي آورد و مقوي حافظه  باشد و ذهن را تند و تيز کند.

از بوتیمار به نام هایی دیگر چون کیلان، مرغ غصه  و به گویش گیلکی  لوله گورک= گرگ نیزار ( چون بدنش شبیه رنگ

گرگ است و در نیزار نیز زندگی کند ) نیز یاد می‌کنند.

بوتیمار گونه‌ای از بلند پایان است و زیر گونه خانواده حواصیل‌ها شمرده می‌شود که بیش از پانزده گونه از آنان تا به امروز

 شناخته شده و دو زیر گونه از انان نیز در ایران به همین در سیستان و سواحل خزر به میان نیزارها و باتلاق ها به فصول پر

 باران می‌زیند که بوتیمار و بوتیمار کوچک نامیده می‌شوند.



بوتیمار آهسته و به دشواری و در ارتفاعی کم پرواز می‌کند و گردن خود را در هنگام پرواز جمع می‌کند و به هنگامه خطر بی

 حرکت می‌ایستد و منقار خویش را به شکلی خاص عمودی نگاه می‌دارد و به شکلی گوژ پشتانه حرکت می‌کند.

بوتیمار تک زی است و رابطه نا مانوسی با انسان دارد و غالبا از انسان دوری می گزیند و بیشتر به صبح زود یا به هنگام

 غروب از مخفی گاه خود بیرون می آید.

آواز بوتیمار هم یکی از بلندترین آوازهاست. علاوه بر این صدای بوتیمار تا فاصله زیادی از محل سکونت او شنیده می‌شود.

 بوتیمار شب و روز آواز می خواند به این امید که یک ماده به قلمرو او بیاید.

مشخصات پرنده بوتیمار:

75 سانتی متر. یک پرنده باتلاقی بزرگ و قهوه ای رنگ و حواصیل شکل با بدنی پر خط و خال که پاهای بزرگ 

سبزرنگ و  صدای مشخصی دارد. آهسته و به دشواری پرواز می کند و پس از اوج گرفتن، گردنش را جمع می کند.

 بال های گردن و پهن آن دارای  راهراه سیاه و قهوه ای است که در پرواز به خوبی مشخص است. تک زی است.

زیستگاه:

نیزارهای انبوه  و باتلاق ها و آبگیرها

بوتیمار معمولی:



بوتیمار معمولی برخلاف بوتیمار کوچک ( با نام علمی Ixobrychus minutes  که اغلب به لندای  35 سانتی متر بوده و در

 تابستان ها بیشتر مشاهده می شود، در زمستان ها به فراوانی  دیده می شوند.

آشنایی با پل خشتی لنگرود (خشته پورد )، نماد شهر لنگرود




برای مشاهده عکس بالا در اندازه بزرگ، بر روی آن کلیک نمایید

نمایی از ضلع جنوبی پل خشتی لنگرود؛ اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی- عکاس: خانی خلیفه محله

امروزه، از پل خشتی لنگرود که از آجر و ساروج ساخته شده است، بعنوان معروف ترین بنای تاریخی و نماد شهر لنگرود یاد می شود. این پل تاریخی بر روی رودخانه لنگرود ساخته شده است. در گویش گیلکی لنگرودی، به آن خَشته پٌل و خَشته پورد می گویند.
تاریخ ساخت

بر اساس اطلاعات كتاب تاریخ خانی تا سال 912 هـ . ق در شهرلنگرود، فقط پلی چوبی موجود بود. از این رو ساخت این پل را می توان به زمان حکام کیایی گیلان منسوب دانست. هر چند پاره ای از بوميان ساخت این پل را منطقه به دوران تیموری و ایلخانیان نسبت مي دهند که البته سند و مدرک معتبري در اين باره در دست نيست؛ اما در کتاب دارالمرز ولایات گیلان نوشته ی رابینو ساخت آن را مربوط به دوران صفویه ذکر نموده است.
مشخصات پل

پل از یك سطح میانی و دو بخش جانبی شیب دار تشكیل شده و طول قسمت اول آن 10/15 متر و دو قسمت جانبی 10 الی 11 متر است . عرض پل در قسمت میانی و بین دو جان پناه 345 تا 350 سانتیمتر و عرض قسمت جان پناه ها هریك 45 و ارتفاع آنها 35 سانتیمتر است . عرض كلی پل 430 سانتیمتر است . محل عبور عابر پیاده روی پل را در مرمت های اخیر با قلوه سنگ مفروش ساخته اند . پل دارای دهانه با طاق جناقی نسبتاً كند است. دو فرو رفتگی در پیشانی پل و در فاصله بین دو قوس قرار دارد . هر یك از قوس ها در سمت بیرونی دارای یك نوار آجركاری به عرض 12 سانتیمتر است كه حالتی تزیینی و برجسته دارند. علاوه بر آن در كناره ی قوس ها آجر چینی خاصی نیز انجام شده و حاشیه ای به عرض 60 سانتیمتر را به وجود آورده است. پایه میانی قطور پل 4 متر عرض دارد و دو موج شكن یا سیل برگردان در دو طرف پل برای كاستن از فشار آب در ایام افزایش سطح آب تعبیه شده است. یك دهانه كوچك بین پایه میانی پل و یك طاق نمای جناقی بر بالای آن با عرض 50 سانتیمتر وجود دارد.

منابع:

تاریخ خانی ، تألیف علی بن شمس الدین لاهیجی در سدة دهم ، مشتمل بر چهل سال تاریخ گیلان (از 880 تا 920)

درالمرز ولایت گیلان، مولف " ه.ل. رابینو "

آشنایی با شلمان و شلمان رود





پل آهنی شلمان ( آهن پورد شلمان )

برای مشاهده عکس بالا در اندازه بزرگ، بر روی آن کلیک نمایید

نوشته ی: داوود خانی خلیفه محله


شَلمان شهری کوچک در شمال شرق شهرستان لنگرود از شهرهای استان گیلان در شمال ایران

است.

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت شلمان (۱٬۷۱۶ خانوار) برابر با ۵٬۶۵۱ نفر بوده‌است.


شلمان، در مسیر بزرگراه رودسر- لاهیجان ، در شرق گیلان واقع شده‌است و متشکل از محله‌های:

بالا محله، بیجارپشت محله، خالجیر، سیدعلی کیا، قاضی محله و شوره باغ می‌باشد.

زبان

مردمان شلمان به «گویش گیلکی شرق گیلان»، لهجه شلمانی صحبت می‌کنند.

کشاورزی


«برنج» محصول عمده ی شلمان و پرورش کرم ابریشم نیز در آن رونق خاصی دارد.



اراضی شلمان، از نوع اراضی جلگه‌ای استان محسوب شده که به دلیل مساعد بودن شرایط اقلیمی،

خاک‌های آبرفتی و دسترسی به منابع آب، مهم ترین کانون فعالیت کشاورزی بوده و عموماً زیر کشت

محصولاتی از قبیل برنج، چای، پرورش کرم ابریشم، انواع سبزی، صیفی و مرکبات قرار دارند.

با بارش باران‌های سیل آسا در اواخر شهریور ماه و اوایل پاییز هر سال و طغیان رودخانه, خسارات پر

شماری به زمین‌های کشاورزی روستاییان و طبیعت و محیط زیست وارد می‌آید.



بازار محلی شلمان



دوشنبه بازار شلمان نیز، نزدیک به یک دهه‌است که در روزهای دوشنبه، به سبک و سیاق سایر

بازارهای محلی گیلان، در مرکز این شهر برگزار می‌شود.

مناطق دیدنی


از مناطق دیدنی شلمان می‌توان به باغ فلات ( باغ کشاورزی)و مسیر رودخــانه شلمان رود در خلیفه محله

 اشاره کرد.

شلمان رود

رودخانه ی «شلمان رود» از کوه‌های البرز ناتشکوه سرچشمه گرفته و با گذر از مناطق کوهستانی و

جلگه‌ای، از جمله شلمان، سرانجام به دریای کاسپین می‌ریزد. این رود, شلمان را به دو بخش

شرقی و غربی تقسیم کرده‌است. قاضی محله, سید علی کیا و خالجیر در قسمت غربی و مرکز

شهر «بازار» , بیجارپشت محله و بالا محله در ضلع شرقی این رود واقع شده‌اند.

بواسطهٔ رودخانهٔ معروف شلمان رود، روزگاری «صید ماهی»، یکی از راه‌های امرار معاش عدهٔ زیادی از

اهالی منطقه بوده، اما امروزه با کاهش ماهیان استخوانی و غضروفی، صید تنها برخی از گونهٔ

ماهیان، آن هم به صورت تفننی در آن صورت می‌پذیرد.

این رودخانه در ورود به جلگه در عرض کمی در بستر آب‌رُفتی عریضی جریان دارد. از حدود چند صد متر

بالاتر از پل شلمان، روی محور جادهٔ لنگرود- رودسر، بستر رودخانه تنگ با دیوارهٔ نسبتاً بلند است.

جنس بستر در این ناحیه مارن ساحلی است. بعد از این ناحیه، رودخانه در مسیری از آب‌رفت‌های

دانه‌ریز، با پیچ‌وخم‌های زیادی تا دریای خزر جریان دارد.


پل خشتی شلمان

«خشتِ پلِ شلمان رود» بر سر راه قدیم بر روی رودخانهٔ شلمان. از این پل که ظاهراً ۴ دهانه

داشته‌است، آثاری در ۱۰۰ متری جنوب پل بتونی و آهنی کنونی، نرسیده به زمین فوتبال شلمان

دیده می‌شود.

آشنایی با خانه منجم باشی در شهر لنگرود




برای مشاهده عکس در اندازه بزرگ، بر روی آن کلیک نمایید
خانه منجم باشی لنگرود که در شرق بازار شهر، روبه روی اداره برق واقع است، در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده است. سازندگان آن حاج آقا بزرگ منجم باشی، میرزا عبدالباقی و میرزا مهدی خان منجم باشی هستند. این بنا در زمان محمد رضا شاه پهلوی مرمت شد. این عمارت ابتدا به صورت مجموعه ساخته شده و امروز از هم مجزا شده است.

بنای اصلی عمارت منجم باشی، پلانی مربع مستطیل و دو اشکوب است. گچ بری های داخلی و بیرونی، کاشی کاری های ازاره بیرونی، کف سرسرا و حوض همراه ایوان چوبی و اروسی های زیبا از تزیینات ینا هستند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

گزارش تصویری بازار ماهی فروشان رشت

پنجشنبه- ۲۶ فروردین ماه ۱۳۸۹ خورشیدی - داوود خانی خلیفه محله
عکس هایی از عرضه ماهیان دودی در بازار بزرگ ماهی فروشان رشت


عکسی از عرضه خاویار ماهی( اشبول یا اشبلان ماهی) در بازار بزرگ ماهی فروشان رشت

عکس هایی از عرضه کاس کولی ( اسلک کولی) در بازار بزرگ ماهی فروشان رشت


عکس هایی از عرضه سیاه کولی( شاه کولی) در بازار بزرگ ماهی فروشان رشت


عکسی از عرضه ماهی سفید در بازار بزرگ ماهی فروشان رشت


نگاهی به پل خشتی بلوردکان ( بَلاردکان ) شهرستان لنگرود


نمایی از چشمه کوچک ضلع جنوب شرقی پل خشتی بلور دکان
زمان عکس برداری: جمعه ۱۵ آذر ماه ۱۳۸۷ خورشیدی- عکاس: داوود خانی خلیفه محله
 پل خشتی بلوردکان در روستای بلوردکان ( بلاردکان ) از توابع دهستان لات ليل، بخش اتاقور شهرستان لنگرود و در 12 کيلومتري جنوب غربي شهر املش و ارتفاع 45 متري از سطح آب هاي آزاد جهان بر روي دو رودخانه سياهرود و زيل بره واقع شده است. آب سياهرود از مغرب و آب زيل بره از شمال غربي روستاي بلوردکان جاريست که در زير اين پل به هم مي پيوندد . اين پل بر سر يکي از مسيرهاي راه شاه عباسي که از املش به قزوين کشيده شده بود قرار گرفته، اين راه کاروان رو و پر رفت و آمد املش را به نقاطي همچون کهلستان ، لات ليل ،گرسک ، بلوردکان ، هلودشت ، ميان لنگه ، اسماعيل آباد و در نهايت قزوين متصل مي نمود.
اين راه در گذشته بسيار حايز اهميت بوده، بطوريکه در فاصله140 متري اين پل بقاياي کاروانسرايي مشاهده مي شود که ظاهراً به امر شاه عباس ساخته شده است و ابعاد هر ضلع آن تقريباً به 40 متر مي رسد .

اين پل دارای يک دهانه ي بزرگ و دو دهانه ي کوچک در طرفين بوده که در حال حاضر يک دهانه کوچک آن باقي مانده است . و بقيه آن تخريب شده است که طول آن 50 متر و عرض آن 5 متر بوده است . ( ستوده صفحه 341 ) لازم به يادآوري است که قدمت اين پل به دوره ي صفوي بر مي گردد .
ويژگی های ساختاری و کالبدی پل بلوردکان :
از اين پل در حال حاضر يک چشمه کوچک و قسمتي از سک پايه که آن نيز تخريب شده ، باقي مانده است . طاق اين پل داراي خيز که ارتفاع آن از نوک جناق تا کف، 20/4 متر و عرض آن 70/3 متر است . طول باقي مانده پل 15 متر و گذرگاه آن نيز 5 متر است و ارتفاع جانپناه آن يک متر و قطر آن 60 سانتي متر است .
دهانه طاق را ابتدا با آجر و گچ بنا، و بالاي آن را با سنگ ، گل و آهک پر کرده اند و براي چيدن ديوارهاي داخلي بعد از سه يا چهار رديف آجر ، يک رديف قلوه سنگ رودخانه اي چيده اند که اين امر شايد به دليل کمبود مصا لح و صرفه جويي در بکار بردن آجر بوده است . اما ديوارهاي بيروني را تماماً با آجر کار کرده اند . در قسمت غربي دهانه ي باقيمانده ، بقاياي پل به ابعاد 160× 80 با پهناي 870 سانتيمتر و ارتفاع يک متر و طول 60/3 متر مشاهده مي شود. پايه اين پل جهت استحکام بيشتر با قلوه سنگ هاي رودخانه ساخته شده است.
مصالح به کار رفته عبارتند از : قلوه سنگ در پايه ها ، آجر در ابعاد 5×20×20 سانتي متر و ملات ساروج .
با توجه به مصالح به کار رفته که تلفيقي از آجر و سنگ است ، زيبايي خاصي به بنا بخشيده .اين نوع معماري را مي توان مختص منطقه دانست . اين بنا به شماره 10 786در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

تخریب کامل و یک روزه عمارت آقا میرزا عباس میر رضا کیاکلایه لنگرود


نمایی از ضلع جنوبی عمارت آقا میرزا عباس میر رضا در کیاکلایه لنگرود- روبروی مسجد کیاکلایه


زمان: اسفند ماه ۱۳۸۷ خورشیدی - عکاس: داوود خانی خلیفه محله
عمارت آقا میرزا عباس میر رضا کیاکلایه لنگرود که در دوره قاجاریه ساخته شده و عکسی از آن در شانزدهم اردیبهشت ماه 1388 خورشیدی در وبلاگ گیلانیکا درج گردیده بود، گویا توسط وارث یا وارثین بنا در 24 فروردین ماه سال 1389 خورشیدی کاملاً تخریب شد که عکس زمین همواره و صاف شده آن را در زیر می بیند.

نمایی ا ز زمین صاف و هموار شده ی عمارت میزا عباس میر رضا در کیاکلایه لنگرود
زمان: جمعه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ خورشیدی
همان گونه که در عکس بالا مشاهده می کنید، بنای اصلی عمارت، پلانی مربع مستطیل و دو اشکوب و سقفی سفالی بود. گچ بری های داخلی و بیرونی، کف سرسرا و ایوان چوبی و اروسی های زیبا از تزیینات آن بودند.
این بنای زیبا می توانست توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خریداری و با توجه به این که در مسیر آزاد راه لنگرود به رودسر و در فضایی باز قرار داشت، به موزه مردم شناسی لنگرود مبدل گردد.




نگاهی گذرا به کاخ سردار امجد (ضرغام السلطنه ) ، نماد شهر هشتپر تالش


نمایی از کاخ سردار امجد (ضرغام السلطنه ) در شهر هشتپر تالش
زمان: تیرماه ۱۳۸۴ خورشیدی
از: داوود خانی خلیفه محله

مصالح ساختمان کاخ قشلاقی سردار امجد از سنگ، آجر و عاروج تشکيل شده است. سقف اين بنا نيز از لت پوش تشکيل شده است.
اين بنا داراي قوس‌هاي معروف به طاق رومي است که در دو طبقه ساخته شده است.

در دوره مظفرالدين شاه، سردار امجد در اين کاخ حکمرانی می‌کرد. این عمارت تاریخی را می توان امروزه به عنوان نماد شهر تالش یاد کرد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

آشنایی با درخت آزاد ( آزاد دار، آزار دار ) با نام علمی Zelkova carpinifolia
















درخت آزاد از خانواده Ulmaceae و با نام علمی Zelkova carpinifolia است. در گویش های گوناگون زبان فارسی به آن آزا, آزار, آزاد دار, نیل, سیاهدار, سیادور, آقچه آغاج, بز, یذروفق و چاپخو نیز می گویند.
درخت آزاد, جزو درختان بلند قامت است و ارتفاع آن به ‪ ۲۵‬ـ ‪ ۳۵‬متر و قطرش به بیش از یک متری می‌رسد. با تنه ای قطور و پیچیده است. عمر درخت آزاد، طولانی و پوست تنه آن، صاف و نقره‌ای تا خاکستری است که به صورت پلاک از تنه جدا می‌شود و جای آن نارنجی است.
چوب درخت آزاد، قهوه‌ای مایل به نارنجی، نیمه سنگین، نیمه‌سخت و با دوام است و به علت داشتن رشته‌های پارانشیمی فراوان، خاصیت کش‌سان دارد.
آزاد، درختی است کند رشد و نورپسند که طالب خاک های سبک و غنی و عمیق است و اغلب نواحی واریزه‌ای را می‌پوشاند و در بعضی از نواحی جلگه‌ای، توده‌های خالص تشکیل می‌دهد.
برگ های آن ریز، خشن، متناوب, خزان کننده, تخم مرغی یا بیضی, دندانه دار و کاغذی و با رگبرگ شانه ای هستند.








برگ زرد رنگ آن، جلوه زیبایی را در فصل پاییز پدید می‌آورد.




میوه فندقه کوچک آن، بدون واسطه به کنار برگ متصل می‌شود.




















گل های این درخت نر یا نر و ماده ( هرمافرودیت), ناشکوفا, دارای سطحی صاف و خشن است که در قاعده شکم دار و در انتها باریک است.
موسم گل دهی در اردیبهشت ماه می باشد.
این درخت در بین گیلکان جنبه تقدس داشته ودر اطراف اماکن متبرکه استان گیلان فراوان دیده می شود.




" گیلون هر جا آزاره, گیلکونه مزاره " (مثل گالشی )
گیلان, هرجایش درخت آزاد است؛ مزار گیللک ها ( بزرگان گیل ) است. و به عبارتی, در زیر هر درخت آزاد گیلان, یک بزرگ مرد گیل خوابیده است.
در اطراف اماکن متبرکه ,درخت آزادِ چند صد ساله, زیاد به چشم می خورد. عوام معتقدند که اگر بقعه ای مدفن آقا ( مرد) باشد, درخت آزاد آن محوطه" خانم" آن آقاست و بالعکس. درخت آزاد اطراف زیارتگاه ها را نمی برند و احترام زیادی به آن می گذارند و به آن دخیل نیز می بندند و شیره ی قرمز رنگ این درخت را برای تبرک به سر و روی خود مالند.
درخت آزاد به سرما مقاوم و به خشکی حساس است و در باغ های سلطنتی و حاکمان محلی استان گیلان، به دلیل داشتن تنه راست و برگ های زرد زیبا در پاییز، کاشته می‌شد.


منابع:
کتاب شناسایی گیاهان دارویی و صنعتی جنگلی و مرتعی ( ج 7 )/ تالیف: مهندس مهدی عماد/ ناشر: انتشارات موسسه توسعه روستایی/ زمستان 1379
فرهنگ گیل و دیلم/ تالیف: محمود پاینده لنگرودی/ انتشارات امیرکبیر










آشنايی با كتاب تاريخی " تاريخ خانی "

تاریخ خانی ، کتابی تاریخی به فارسی تألیف علی بن شمس الدین لاهیجی در سدة دهم ، مشتمل بر چهل سال تاریخ گیلان (از 880 تا 920). از مؤلف کتاب اطلاعی در دست نیست جز آنکه کتاب خود را به فرمان سلطان خان احمدخان گیلانی * (حک : 911ـ943) نوشته است . سلطان احمدخان بر تألیف این اثر نظارت مستقیم داشته ، زیرا در متن تصحیحاتی انجام داده است (لاهیجی ، مقدمة ستوده ، ص بیست ویک ).
تاریخ خانی در بارة تاریخ گیلان در زمان سلاطین کیایی گیلان ، و ظاهراً دنبالة کتاب تاریخ گیلان و دیلمستان ، تألیف ظهیرالدین مرعشی است (همان ، ص 5، مقدمة ستوده ، ص چهارده )؛ تاریخ گیلان و دیلمستان تا پایان حوادث 894 را دربر دارد (مرعشی ، ص 476). کتاب مرعشی و تاریخ خانی در چهارده سال تداخل زمانی دارند، اما مطالب راجع به این چهارده سال در دو کتاب متفاوت است (لاهیجی ، مقدمة ستوده ، ص چهارده ).
تاریخ خانی مشتمل است بر مقدمه و سه باب . باب اول در 44 فصل دربارة حوادث سال های 880 تا 909 است ، یعنی اواخر حکومت سلطان محمد (851 ـ883)، فوت او و جانشینی کارکیا میرزاعلی ، جنگ منجیله دشت ، فتح قلعة طارم و حوادث دیگر (ص 9ـ171). باب دوم در شش فصل در بارة سلطنت سلطان حسن (910ـ911) و عزل و قتل میرزاعلی و کشته شدن سلطان حسن است (ص 173ـ243).
باب سوم شرح سلطنت سلطان خان احمدخان گیلانی است (ص 245ـ392).تألیف تاریخ خانی در 921 آغاز شده و در 922 به پایان رسیده است (لاهیجی ، ص 7، 391ـ392). نثر کتاب پیچیده و مصنوع ، و آمیخته با اشعار فارسی و عربی و آیات قرآن کریم است . لغات مغولی مانند «توشمال » و «ایلغار» (ص 29، 122)، ترکیبات گیلکی مانند «عموپسر» و «زن پسر» (ص 288، 310)، واژه های عامیانه مانند «اِجْدِها» (اژدها؛ ص 220) و اصطلاحات ویژة خود مؤلف ــ مانند «من اینست که سوار می شوم » (ص 235) به معنای «دارم سوار می شوم » ــ نیز در کتاب به کار رفته است که از دیگر خصوصیات نثر آن به شمار می آید.
تاریخ خانی یکی از منابع مهم تاریخ گیلان در این دوره است . بنا به گفتة مصحح کتاب به نقل از محمد قزوینی ، این کتاب مطالبی دربارة مدت اقامت شاه اسماعیل صفوی (حک : 905ـ930) در گیلان دارد که در هیچ کتاب دیگری نیامده است (مقدمة ستوده ، ص چهارده )؛ با توجه به هم زمانی تألیف این کتاب با آغاز دورة صفوی ، این اطلاعات بسیار مهم است .
همچنین کتاب حاوی اطلاعات مفیدی است دربارة آداب جنگ و لشکرکشی و سلاحها (ص 78، 117ـ 118)، هدایا و پیشکشها (ص 6، 87)، آداب و رسوم مانند نقاره زدن (ص 169، 171)، کشتی گرفتن (ص 209)، مجازات سرکشان و طاغیان (ص 233ـ 234)، و انواع مالیات با عناوین زَنه زَر (ص 3)، مَرد سوارنه (ص 13)، سره زر (ص 321، 377) و گاوه زر (ص 377).
در این کتاب به مناصب این دوره نیز اشاره شده است ،از جمله خبرچی گری و رکاب بندی (ص 217، 236، 306ـ307، 332). اشتباهاتی در ذکر تاریخ برخی حوادث وجود دارد که احتمالاً از جانب کاتب نسخه بوده است (برای نمونه رجوع کنید به ص 79ـ80، 97). برخی اعلامِ اشخاص و مکانها در متن به صورتهای گوناگون ضبط شده است ، ازینرو خواننده ممکن است آنها را چند تن یا چند جا بپندارد مانند تولم حسام الدین ، حسام الدین تولم ، حسام الدین تولمی ، حسام الدین تولم جلال الدین و تولم جلال الدین حسام الدین (ص 48، 51 ـ52، 55،62)، و بیه پسیه و بیه پَسیان (ص 121، 339).
تاریخ خانی را نخستین بار برنهارد دورن در 1274/ 1857 از روی نسخة خطی نیکولا خانیکوف در پطرزبورگ منتشر کرد. چاپ دیگر کتاب از روی همان نسخه که در انستیتوی کتب آسیاییِ لنینگراد نگهداری می شود، با تصحیح و مقدمه و تعلیقات منوچهر ستوده در 1352 ش در تهران منتشر شده است (مشار، ج 1، ستون 1074؛ لاهیجی ، مقدمة ستوده ، ص بیست ـ بیست ویک ).
منابع :
علی بن شمس الدین لاهیجی ، تاریخ خانی : شامل حوادث چهل سالة گیلان از 880 تا 920 قمری ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1352 ش ؛ ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ گیلان و دیلمستان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1364ش ؛ خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران 1350ـ 1355 ش .

آشنایی با سید شرفشاه ( پیر شرفشاه ), پدر شعر گیلکی

آرامگاه سید شرفشاه در دارسرای شهرستان رضوانشهر


گردآوری : داوود خانی خلیفه محله

سید شرفشاه دولایی ( پیر شرفشاه ), عارف و شاعر قرن هشتم هجری است. وی نخستین شاعر گیلانی است که به گیلکی شعر گفته و دیوان اشعاری از خود به جا گذاشته است.
اشعار سید شرف شاه در قالب دوبیتی ( چهار مصراع ) و به صورت هجایی سروده شده است. این نوع دوبیتی شرفشاه به " چهار دانه های شرفشاهی " مشهور است که خارج از اوزان عروضی , ولی دارای وزن هجایی است.
تعداد چهاردانه های پیر شرف شاه , نزدیک به 772 شماره می باشد.
دیوان اشعار گیلکی سید شرفشاه به صورت کامل در بخارست پیدا و عیناً توسط دکتر محمد علی صوتی به صورت عکسی چاپ و منتشر شد. اکثر اشعار وی دارای مضامین اخلاقی, عرفانی و دینی می باشد.
آرامگاه او در روستای دارسرای شهرستان رضوانشهر در میان درختان قطور آزاد ( آزاد دار ) قرار دارد.
نمونه از یک چهاردانه پیر شرفشاه:
ایتا دوست داشتیم, خدا ببرده جه می جا
آئینه بو میره, بنابوم دیمه جا
الهی بشکنه گردن فلک هزار جا
می نازنین دوستا دور بوکود جه می جا


آشنایی با محمود پاینده لنگرودی



محمود پاینده لنگرودی در 12 آذر 1310 خورشیدی در لنگرود به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايی را به سال 1317 در زادگاه خود آغاز نمود، اما پس از پنج سال به سبب بيماری مدرسه را رها کرد. پس از دو سال ترک تحصيل دوباره به دبيرستان رفت.
شعر و شاعری را در دهه 1320 خورشیدی با روزنامه چلنگر افراشته آغاز کرد و شيوه شاعری را از او آموخت. پس از کودتای 28 مرداد 1332 ديگربار ناگزير به ترک تحصيل و به اجبار راهی تهران شد.
در سال‌های 1333-1344 با اهل قلم در تهران آشنا گرديد و در مجله اميد ايران شروع به کار کرد و هر هفته دو صفحه شعر سياسی می‌سرود که از مدير مجله تا حروف‌چين چاپ‌خانه، شاخ و برگ آن را می‌زدند و به خواننده تحويل می‌دادند. با وجود اين در آن سال‌های سياه جنگ و گريز منظومه‌های دلنشين سياسی پاينده در مجله اميد ايران خواننده‌گان بسيار داشت.

او در طول يک سال انتشار مجله اميد ايران به سال 1333 سيصد و بيست و نه مضمون اجتماعی را در سه هزار و چهارصد و نود و دو بيت شعر سرود و به خواننده‌گان اميد ايران تقديم کرد.در سال 1344 ازسوی مراکز امنيتی آن زمان انتشار مجله به تعطيلی همين يکی يا دو صفحه اخبار منظوم اجتماعی مشروط گرديد و استاد پاينده در پاسخ به دلجويی مدير مجله گفته بود «قيامت هرچه دير آيد بيايد...» (اميد ايران، سال 1335، ش يک)در دی 1333 کتاب کوچکی به نام نغمه‌های زندگی منتشر شد که در آن سروده‌های شاعرانی که شعرشان در مجله اميد ايران چاپ می‌شد گرد آمده بود. در اين مجموعه 5 شعر از پاينده نيز چاپ شده است.

از 1337 برای گذران زندگی به کارهای مختلفی دست زد. از جمله حساب‌داری، نقاشی و تابلونويسی. خوش‌نويسی را در انجمن خوش‌نويسان نزد استادانی چون ابراهيم بوذری، حسين ميرخانی و عبدالله فرادی آموخت.
پاينده از شاعران خوش‌قريحه گيلکی و فارسی بود. شعر کهن و نو را خوب می‌شناخت و در قصيده و غزل و رباعی و دوبيتی اشعاری سروده است. اما شيوه نيمايی را بيشتر می‌پسنديد. به اعتقاد او «شعر بايد نکاتی به خواننده بياموزد و شاعر پيش از مردم همراه و همگام آنان باشد تا هنر شعرش در زمينه مردم موثر باشد».اشعار فارسی پاينده که عموما مضمون اجتماعی دارند، در عين زيبايی عامه‌پسند و عاری از تعقيدات لفظی است.

اشعار گيلکی محمود پاینده لنگرودی شيوا، سليس و آکنده از مضامين دلنشين مردم‌پسند است. افزون بر زبان تعرض به بی‌عدالتی‌های زمانه، در زبان وصف نيز توانا بود، اما نه در وصف هلال ماه و تشبيه آن به ابروی دل‌دار. بلکه وصف پريشانی‌های فرزندان تيره‌بخت روزگار.در طنز نيز دستی توانا داشت. طنز او در طعنه بر نابه‌سامانی‌ها بود و هجو او در افشای نابرابری‌های اجتماعی.
نخستين مجموعه اشعار فارسی او گل عصيان (مجموعه 22 شعر) با مقدمه مفصل پرويز جهانگير در 1334 منتشر شد.

دو سال بعد نيز کتاب کوچکی به نام «ترانه‌های گيلکی» (شامل 44 دوبيتی) از ناصر فرهاديان لنگرودی، شهدی لنگرودی و محمود پاينده منتشر شد، که افزون بر مقدمه، 15 ترانه از اوست.دو منظومه گيلکی به نام‌های «يه شؤ بوشؤم روخؤنه» (شبی به رودخانه رفتم) و «ليله‌کوه» (ليلاکوه) سرود. نخستين منظومه در 1338 سروده شد و شاعر، خود آن را به فارسی برگرداند و در بهار 1358 منتشر کرد؛ محتوای شعر بيانگر انديشه‌ای سياسی است و رودخانه از ستم و ظلم حاکم سخن می‌گويد.

دومين منظومه که در سال 1347 سروده شده، نخستين‌بار در 1358 به چاپ رسيد. دورنمايه ليله‌کوه باورهای مردم که مشتمل بر 94 شعر است: 9 غزل، 3 دوبيتی، 25 چهارپاره و 53 شعر در قالب نيمايی، يک قطعه و سه شعر کوتاه گيلکی، تاريخ نخستين شعر 1333 و آخرين آن آبان 1376 است.پاينده بعدها به ميدان پژوهش، به ويژه در فرهنگ عامه گام نهاد و با همه توان سال‌ها به گردآوری فرهنگ عامه گيلان پرداخت.پاينده در 67 ساله‌گی در شامگاه 27 آبان 1377 در تهران درگذشت و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
آثار محمود پاینده لنگرودی:
1334) گل عصيان، مجموعه شعر، تهران، 560ص.

1336) ترانه‌های گيلکی، مجموعه 44 دوبيتی، تهران، 26ص.

1352) مثل‌ها و اصطلاحات گيل و ديلم، تهران، بنياد فرهنگ ايران، چاپ دوم: تهران، سروش 1374، 302ص.

آيين‌ها و باورداشت‌های گيل و ديلم، تهران، بنياد فرهنگ ايران، چاپ دوم: تهران، پژوهشگاه مطالعات علوم انسانی 1377، 428ص.1357) قيام غريب‌شاه گيلانی مشهور به عادل‌شاه، تهران، انتشارات سحر، 108ص.

يه شؤ بوشؤم روخئونه، تهران، ناشر مولف، 80ص.

ليله‌کوه، تهران، ناشر مولف، 50ص.

پل خشتی لنگرود (خشته پل)، تهران، ناشر مولف، 12ص.

1365) فرهنگ گيل و ديلم ،تهران، انتشارات اميرکبير، چاپ دوم: تهران 1376، 788ص.

1368) يادی از دکتر حشمت جنگلی، تهران، انتشارات شعله انديشه، 182ص.

1370) خونينه‌های تاريخ دارالمرز (گيلان و مازندران)، رشت، گيلکان، 306ص.1374

) شعرهای گيلکی افراشته، گردآوری و برگردان، رشت، گيلکان، 288ص.1383

) ازيادرفته (مجموعه داستان)، انتشارات آهنگ ديگر، 133ص.1384

) گيله‌وا (مجموعه شعرهای فارسی)، نشر آتنا، 165ص